من وپسرها دریک بعدازظهرپاییزی
امروز گل پسرا ازمن خواستن تاباهاشون به کتابخونه نزدیک خونمون بریم![]()
وازاونجایی که من بامسئول کتابخونه دوست صمیمی هستیم خیلی زودقبول کردم![]()
اینم پسرای من .gif)
![]()
اینم عکساشون ![]()








اینا هم کتابایی که برداشتن


این کتاب رو هم طاها برداشته البته فقط بخاطر عکساش

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

من وپسرها دریک بعدازظهرپاییزی 
